نقش صاحبان قدرت در دفاع ار ارزشهای انسانی چیست ؟ و آیا می توان به سیاستمدران برای گسترش ارزشهای انسانی امید بست؟ آیا گسترش ارزشهای انسانی صرفا به خواست قلبی یک سیاستمدار مربوط می باشد؟ اینها سوالاتی هستند که ذهن مرا بخود مشغول کرده اند و تلاش خواهم نمود از بعضی ابعاد این موضوعات را مورد بررسی قرار دهم این سوالات از آن جهت مهم هستند که دایره تاثیر سیاستمدران بیش از سایر افراد می باشد بدلایلی نظیر ارتباط با رسانه ها و قدرت ارتباط بيشتر با جامعه احتمال دست يافتن به قدرت سياسي بویژه اگر افرادی در عرصه اجرا و صاحب قدرت باشند.
اعتقادات قلبي يك سياستمدار وارزش هاي دروني صاحبان قدرت در گسترش ارزشهاي انساني از اهميت بسزا برخوردار هستند و نمي توان آن را انكار كرد اما اعتقادات يك سياستمدار نيز وابسته به فرهنگ جامعه و خانواده مربوط مي باشد
نقش فرهنگ وارزشهاي جامعه بر سياستمداران را از منظري ديگر نيز مي توان مورد بررسي قرار داد و آن اينكه حتي اگر صاحب قدرت اعتقادي به ارزشهاي انساني نداشته باشد مجبور به حفظ ظاهر يا اقدامات عملي خواهد شد بطور مثال جامعه امروز وجود شكنجه گاه و يا ادام مجرمان را كمتر مي پذيرد و خواهان برخوردي انساني تر با مجرمان مي باشد البته در اين قسمت يك كلوگاه حساس وجود دارد چه ميزان مردمسالاري در جامعه حاكم است ودر واقع حاكمان و صاحبان قدرت چقدر ملزم به پذيرش خواست جامعه هستند
در مجموع از مطلب حاضر چنين برداشت مي شود كه فرهنگ سازي مبتني براخلاق در راه دفاع از ارزشهاي انساني و همچنين دموكراسي مي توانند برعملكرد سياستمدران تاثير بسزا داشته و سياست را در جهت ارزشهاي انساني وگسترش انسانيت سوق دهد.
محمد شيخ الاسلام
ادامه مطلب
